تبليغاتX
هق هق تنهایی
برای دیدن من دلت را دیده کن ... دیدی که تنهایم؟!...تنهاييم را با تو قسمت ميکنم سهم کمي نيست...!!!
سلام به همه ی دوستایی که به من لطف داشتن و این مدت تنهام نذاشتن

من شاید یه مدت نیام

امیدوارم همتون موفق باشین

در ضمن این پست تاییدی نداره...نظرات آزاد است...!!!

+ نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 18:45  توسط من تنهام | 
 

قايم باشک

چشمانش را بست وشمرد . يک،دو،سه و .... به ده که رسيد ،گفت : بيام ؟ صدايي نشنيد !دوباره با صداي بلند تري گفت : بيام ؟ باز هم صدايي نشنيد !بار ديگر با تمام قدرت فرياد کشيد :بيام ؟ اين بار هم کسي جوابش را نداد !سرانجام طاقتش تمام شد . دستها را از روي چشمانش برداشت و به اطراف نگاه کرد .همه رفته بودند ! بعد از آن هيچ وقت (( قايم باشک ))  بازي نکرد .


...:يادمه دوره ي ما تا بقيه ميگفتن بشمار,من تا 3 ميشمردم و بقيه ي عدد هارو وقتي داشتم دنبالشون ميگشتم بلند بلند ميگفتم!!!خلاصه اونا هنوز قايم نشده بودن که من پشت يقشون رو ميگرفتم و ميگفتم "سک سک"...!!!ديگه اسم بازي ما که "قايم باشک" نبود..."قايم بدون شک" بود!!!يادش بخير...چقدر توي بازيا کلک ميزديم و هيشکي نميفهميد!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 آبان1386ساعت 12:50  توسط من تنهام | 

اگر زندگي يک پرتقال در دستتان نهاد ، آن را پوست بکنيد و به دنبال دوستي باشيد تا با او قسمت کنيد

...:من یه دوستم براتخیلی دلم کشیده پرتقال اگه بهت داد یادی هم از ما بکن!!!خلاصه من منتظرم با یه پرتقال توی دستت سر برسی!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386ساعت 17:51  توسط من تنهام | 

دوست واقعي مثل تاکسي مي مونه که تو روزهاي باروني کمياب ميشه

...:من روزای بارونی دربست کار میکنم...کسی تاکسی نمیخواد؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مهر1386ساعت 20:22  توسط من تنهام | 

سهراب ،گفتی چشمها را باید شست !
 شستم ولی.......
 گفتی جور دیگر باید دید!
 دیدم ولی........
گفتی زبر باران باید رفت !
 رفتم ولی.........
 او نه چشم های خیس و شسته ام را ،نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید.
فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده!!!

...:میبینی تورو خدا سهراب چطور به بچه مردم وعده و وعید میده؟!یکی جلو این بابا رو بگیره تا ملت رو بیشتر گمراه نکرده...!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مهر1386ساعت 23:17  توسط من تنهام | 
بابا تو ديگه کي هستي؟
1.يه آدم بي اثر مثل گازهاي نجيب,
2.يه آدم سربه زيرمثل چراغ مطالعه,
3.يه آدم سطحي نگرمثل فانوس دريايي,
4.يه آدم غيرعادي مثل آب در 0 تا 4 درجه سانتي گراد,
5.يه آدم  پرظرفيت مثل DVD,
6.يه آدم نمک نشناس مثل فلفل دون,
7.يه آدم بي دست و پا مثل بشکه,
8.يه آدم لا ابالي مثل دستمال توالت,
9.يه آدم 2رومثل نوارکاست,
10.يه آدم با مرام مثل سيگار(به طرف حال ميدي وخودت دود ميشي),
11.يه آدم آويزون مثل لب.

dddddddd:::::::::::::

...:جون تو راستشو بگو!!! حالا کدومشي؟!من که خودم واسه بقیه مورد 1 هستم و براي خودم مورد 4 هستم!!!

+ نوشته شده در  شنبه 21 مهر1386ساعت 15:31  توسط من تنهام | 
نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني!
حرف نمي زنم ..... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي!
نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني!
صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است!
فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام...!!!

oooooooo


...:ميگن خنده دواي 1000 تا درد بي درمونه...ولي نمي دونم چرا وقتي مي خنديم بهمون ميگن "ديوونه" يا "چه آدم سبکي هستي تو!" پس همون بهتر که نيشمون رو ببنديم!!!=

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 مهر1386ساعت 23:24  توسط من تنهام | 

صد دفعه برات نوشتم اما يکبارم نخوندي
ولي جاي اون هزاربارقلب وجونموسوزوندي
توي لحظه هاي سختي تو کنار من نبودي
حالا که روز خوشيمه شنيدم مياي به زودي
خودت مي دوني که ديگه خيلي ديره
حقه هاي کهنت ديگه نمي گيره
ديگه واسه چشمات دنيامو نمي دم
از وقتي که رفتي دل ازت بريدم
خاطراتتو نگه دارواسه ديگرون عزيزم
 من قسم خوردم که تا مرگ اشکي پاي تو نريزم
خودت مي دوني که ديگه خيلي ديره
حقه هاي کهنت ديگه نمي گيره
ديگه واسه چشمات دنيامو نمي دم
از وقتي که رفتي دل ازت بريدم

(از:روهام بخشيان)
خیلی دیر کردی...من رفتم!!!

...:وقتی میدونی که واسه درست کردن گذشته ها خیلی دیره پس تلاش الکی نکن دیگه...حوصله داری توام!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مهر1386ساعت 14:0  توسط من تنهام | 
سلامخوبین؟؟؟؟

یه هدیه دارم براتونداشتم توی وبلاگ بروبچ گشت میزدمیه وبلاگ توی لینک یکیشون بود که نظرم رو جلبیدیه وبلاگ خیلی باحالهاگه نبینین از کفتون رفته!!!

آخه این با بقیه چیزایی که تا حالا دیدین فرق داره...!!!

حتماببینین...باشه؟!؟!؟

این ادرس اون وبلاگه:

http://www.loverbeast.com/

برید ببینین اگه بدتون اومد بیاین اینجا فوش برام بزارینباشه؟!

 

...:هر کس هدیه منو قبول نکنه دعا میکنم شب لولو بره بخوردش...!!!پس به نفعتونه که قبول کنین!!!

+ نوشته شده در  جمعه 13 مهر1386ساعت 21:53  توسط من تنهام | 
زندگي يعني بازي سه ، دو ، يک … 
                                       سوت داور............ بازي شروع شد!!! 
                                                                                       دويدي...
                                                                  دست و پا زدي... 
                                                   غرق شدي... 
                                   دل شکستي... 
                  عاشق شدي... 
بي رحم شدي... 
                    مهربان شدي… 
                                        بچه بودي... 
                                                       بزرگ شدي...
                                                                         پير شدي...
                                                                                       سوت داور...
                                                                   بازي تمام شد...
                                           زندگي را باختي!!!

????????????????!!!!!!!!!!!!!!!!

...:آره دیگه...زندگی جز این چی می تونه باشه؟!پس سعی کن تو این مسابقه برنده بشی و از همه جلو بزنی!!!

 

+ نوشته شده در  جمعه 13 مهر1386ساعت 0:18  توسط من تنهام | 
عشق بورزيد تا به شما عشق بورزند!!! 

روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد.از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد.روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه شديداً احساس گرسنگي مي كرد.تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا كند. بطور اتفاقي درب خانه اي را زد.دختر جوان و زيبائي در را باز كرد.پسرك با ديدن چهره زيباي دختر دستپاچه شد و بجاي غذا ، فقط يك ليوان آب درخواست كرد.
دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود بجاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير آورد.پسر با تمانينه و آهستگي شير را سر كشيد و گفت : چقدر بايد به شما بپردازم؟ دختر پاسخ داد: چيزي نبايد بپردازي.مادر به ما آموخته كه نيكي ما به ازائي ندارد.پسرك گفت:پس من از صميم قلب از شما سپاسگذاري مي كنم!
سالها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد.پزشكان محلي از درمان بيماري او اظهار عجز نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بيمارستاني مجهز ، متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند.
دكتر هوارد كلي ، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگاميكه متوجه شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد.بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بيمار حركت كرد.لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن مريضش وارد اطاق شد.در اولين نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه بيماري ، پيروزي ازآن دكتر كلي گرديد.
آخرين روز بستري شدن زن در بيمارستان بود.به درخواست دكتر هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چيزي نوشت.آنرا درون پاكتي گذاشت و براي زن ارسال نمود.
زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد.سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد.چيزي توجه اش را جلب كرد.چند كلمه اي روي قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:
"بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است!!!"
کمکم کن!!!آگه می تونی........
...:حالا هی خوبی نکنمگه چی ازت کم میشه!!!یه روزی هم تو به دیگری محتاج میشی...پس اگه می تونی به کسی کمک کنی دریغ نکن!آفرین دخمل و پسل گلم!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 مهر1386ساعت 12:16  توسط من تنهام | 

 walk with me in love
عاشقانه همراه من گام بردار  
Talk to me about what you cannot say to others
به من از آن بگو كه توان گفتنتش را به ديگري نداري
Laugh with me even when you feel silly
بامن بخند حتي آنگاه كه احساس حماقت ميكني
Cry with me when you are most upset
بامن گريه كن آنگاه كه در اوج پريشاني هستي
Share with me all the beautiful things in life
تمام زيباييهاي زندگي را بامن شريك باش   
Fight with me against all the ugly things in life
در كنار من با تمام زشتي هاي زندگي ستيز كن 
Create with me dreams to follow
با من روياهايي را بيافرين تا به دنبال آنها برويم
Have fun with me in whatever we do
در شادي هرچه ميكنم شريك باش
Work with me towards common goals
براي رسيدن به آرزوهامان ياري ام كن
Walk with me throughout life
بيا درسراسر زندگي در كنار هم گام برداريم 

 

...:اين دفعه با معني فارسي گذاشتم تا زحمت نکشي بري ديکشنري بياري!!!(هر چند مي دونم از اين حوصله ها نداري جيگر  )

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 مهر1386ساعت 15:14  توسط من تنهام | 

 

 عشقت چی داشته واسه من به جز عذاب و دردسر

این عاقبت من شده یه دیوونه یه در به در

دنیایی که ساختی واسم آخ که همش دروغی بود

دنیای من تنهایی ودنیای تو شلوغی بود

اسیر دست تو شدم زندونیم تو این قفس

تحملت نمی کنم حتی به قد یک نفس

نوبتیم باشه دیگه نوبت این دل منه

ببین اونم خوب می تونه مثل تو قلبو بشکنه

فکر می کنی نمی تونم عشق تو رو پا بزارم

اما دیگه می خوام برم اینجا تو رو جا بزارم

نه نه نرو

نگو نمی شه نه نه نرو

بمون کنارم واسه همیشه

نه نه نرو

نرو از پیشم بمون کنارم

واسه همیشه نرو از پیشم

بمون کنارم واسه همیشه

نه نه نرو

اشکمو در اوردی واشک تو رو در میارم

با یه بغل دلواپسی می رم و تنهات می زارم

فکر می کنی با رفتنت زندگیمون حروم میشه

اما اگه تو نباشی غصه هامم تموم میشه

اسیر دست تو شدم زندونیم تو این قفس

تحملت نمی کنم حتی به قد یک نفس

نوبتیم باشه دیگه نوبت این دل منه

ببین اونم خوب می تونه مثل تو قلبو بشکنه

فکر می کنی نمی تونم عشق تو رو پا بزارم

اما دیگه می خوام برم اینجا تو رو جا بزارم

 

(از:میلاد بیک)

sssssssssssss??

...:معلوم نیست از عشقش چی می خواد... می گه می خوام تنهات بزارم ولی تو نرو همیشه پیشم بمون! خداییش توجه کردی این ترانه چی می خواد بگه؟! من که متوجه نشدم...!تو چی؟!

+ نوشته شده در  جمعه 6 مهر1386ساعت 14:39  توسط من تنهام | 

هر کی ثواب می خواد نظر بده...اسمت چیه عزیزم؟!آره...باتوام...تو که داری نظر میدی!!!

ششش

...:یه فرشته ی شوشولو گذاشتم اینجا تا هر کی نظر داد براش ثواب بنویسه...این سعادت رو از دست ندین توروخدا!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مهر1386ساعت 21:44  توسط من تنهام | 

ليوان آب...!!!


استادي درشروع کلاس درس ، ليواني پرازآب به دست گرفت.
آن را بالا گرفت که همه ببينند.
بعد ازشاگردان پرسيد: به نظرشما وزن اين ليوان چقدراست ؟ 
شاگردان جواب دادند  50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم ........
استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمي دانم دقيقا" وزنش چقدراست .
اما سوال من اين است : اگرمن اين ليوان آب را چند دقيقه همين طورنگه دارم ،
چه اتفاقي خواهد افتاد ؟
شاگردان گفتند : هيچ اتفاقي نمي افتد .
استاد پرسيد :خوب ، اگريک ساعت همين طورنگه دارم ، چه اتفاقي مي افتد ؟
يکي ازشاگردان گفت : دست تان کم کم درد ميگيرد.
حق با توست . حالا اگريک روزتمام آن را نگه دارم چه ؟
شاگرد ديگري جسارتا" گفت : دست تان بي حس مي شود .
عضلات به شدت تحت فشارقرارميگيرند و فلج مي شوند .
 و مطمئنا" کارتان به بيمارستان خواهد کشيد .......
وهمه شاگردان خنديدند
استاد گفت : خيلي خوب است . ولي آيا دراين مدت وزن ليوان تغييرکرده است ؟
شاگردان جواب دادند : نه
پس چه چيزباعث درد و فشارروي عضلات مي شود ؟
درعوض من چه بايد بکنم ؟
شاگردان گيج شدند . يکي ازآنها گفت : ليوان را زمين بگذاريد.
استاد گفت : دقيقا" مشکلات زندگي هم مثل همين است .
اگرآنها را چند دقيقه درذهن تان نگه داريد اشکالي ندارد .
اگرمدت طولاني تري به آنها فکرکنيد ، به درد خواهند آمد .
اگربيشترازآن نگه شان داريد ، فلج تان مي کنند وديگرقادربه انجام کاري نخواهيد بود.
فکرکردن به مشکلات زندگي مهم است .
اما مهم ترآن است که درپايان هرروزوپيش ازخواب ، آنها را زمين بگذاريد.
به اين ترتيب تحت فشارقرارنمي گيرند 
 دوستاي گلم.......همين الان ليوان هاتون رو زمين بذاريد..........

\/\/\/\/\/\/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

...:اما من ميگم ليوان هامون رو بزاريم روي طاقچه بهتره!!!مي دوني چرا؟!آخه اگه بزاري زمين يهويي يکي حواسش نيست بهش پا ميزنه و همه ليوان خالي ميشه...!!!حالا خر بيار باقالي بار کن!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 مهر1386ساعت 17:9  توسط من تنهام | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
چیزایی که باید بدونی
سلام.خوبی؟
من یه تنها هستم.
این وبلاگ رو بدون هیچ هدفی ساختم...
شاید واسه سرگرمی...نمی دونم!!!
هر مطلبی هم که می نویسم مخاطب نداره!!!
این ایدی منه:
....khastam_vali_nakhasti....
اگه اف بزارین خوشحال میشم.
اگه حوصله داشتین و حسش بود یه نظر هم بدین!!!
اگه حاضر به تبادل لینک هم هستین خبرم کنین!!!

IIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII

ناله هایم تلخ است پر از تنهایی
بغض تنهایی من را
تو نخواهی فهمید
من سراپا بغضم
هیچکس را فراموش نکردم
اما خود فراموش شدم :((

IIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII

آه تنهایی...
ای همیشه در کمین من...
پشت این چشمان زردت...
از چه لذت می بری در من؟ ؟-:

نوشته های پیشین
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
آرشیو موضوعی
ترانه های به یاد ماندنی
داستانک ها
نویسندگان
من تنهام
من تنهام
دوستان
از عشق تو هر چند در این شهر گفتگوس این گفتگو(پژمان)
مرگ گلها را هم در کنار یار خواهم دید(پژمان)
شهد بهشت(ستایش)
داستانی عاشقانه از دل من بشنو(پسرکه دیونه )
سکوت پر هیاهو(سها)
خاکستر خیال
زمزمه های تنهایی(پلنگ زخمی)
تنهای تنهام(نازی )
هیچ چیز...(م ج ت ب ی )
Loves Doozakh(مهدی دوزخ)
عاشقانه(مونا )
صدای سکوت
کافه ستاره(ستاره )
شهرک نفت(محمد)
!شرمم کشد که بی تو نفس می کشم هنوز(بانوی اردیبهشت)
آوای ارزو(آرزو)
نجوای تنهایی(محمود فشخامی )
هوای حوصله بارانیست(( صدای سکوت ) )
رقص چشمات(علی)
تنهایی تنها دوست من که تنهام نذاشته (میلاد نجفی )
عاشقان(سعید )
ما 3 تا(کویر-الوچه-من)
قهرمان فراموش شده(قهرمان فراموش شده )
بچه غول بی شاخ و دم(بچه غول)
هفت روز هفته هایم( مژی)
دو نیلوفر در مرداب(وحید)
خلیج همیشه فارس(احسان جون)
STORY(toy)
کلبه کوچولوی مرموز(آرش خان )
بر سر عشق چه آمد؟(Ali_Hafezi )
غم تنهایی(غزل)
صــــدایِ ســکـــــــــوت 2(وحید)
عشق(عاشق تنها)
درد دلهای نریمان (نریمان آدینه)
دنیای سنگی(حرفهای ناگفته بهار و بهنام)
عاشقی بد دردیه(مهدی)
گناه من چیست که تو را دوست دارم(سعید)
تنهاترین تنها(Tanha)
خوشبخت ترین دختر(یه عاشق)
اس ام اس و عكس توپ يا 18
تنهاییام(تنها)
عکسایی که خودم دوست دارم(هیشکی)
دیوونه خونه من(ناگفته های خل دیوونه)
کاش دیوانه بمانم!!!(منه دیوونه نوشتم مریم )
A.C.Milan(علیرضا)
تنهایی سخته به خدا(امید)
بازگشت همه به سوی اوست(امیر محمد)
داستانک ها(مهدی.احسان.غریبه)
تنها...(احسان.میلاد.رضا)
بن بست(مسعود نیک طبع)
man va too(احسان)
تمام نا تمام من با تو تمام میشود(آوا)
صدای سکوت(فاطیما)
اس ام اس بازی(حسین)
تورابه خاطردوست داشتن دوست می دارم!!(آجو + فه فه)
خودمونی(..::nini::.. )
منتهاي حد تصور(nobody )
آمار بازديد
افراد آنلاين :
بازديدهای دوستان:
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

گذر زمان از همین ثانیه هاست

 

>>

Copyright SAFIIR 2001-2007

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">