![]() |
![]() |
|
| برای دیدن من دلت را دیده کن ... دیدی که تنهایم؟!...تنهاييم را با تو قسمت ميکنم سهم کمي نيست...!!! |
|
سلام به همه ی دوستایی که به من لطف داشتن و این مدت تنهام نذاشتن
من شاید یه مدت نیام امیدوارم همتون موفق باشین در ضمن این پست تاییدی نداره...نظرات آزاد است...!!!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 آبان1386ساعت 18:45 توسط من تنهام |
|
|
قايم باشک چشمانش را بست وشمرد . يک،دو،سه و .... به ده که رسيد ،گفت : بيام ؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 7 آبان1386ساعت 12:50 توسط من تنهام |
|
|
اگر زندگي يک پرتقال در دستتان نهاد ، آن را پوست بکنيد و به دنبال دوستي باشيد تا با او قسمت کنيد
...:من یه دوستم برات |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 30 مهر1386ساعت 17:51 توسط من تنهام |
|
|
دوست واقعي مثل تاکسي مي مونه که تو روزهاي باروني کمياب ميشه
...:من روزای بارونی دربست کار میکنم...کسی تاکسی نمیخواد؟! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 25 مهر1386ساعت 20:22 توسط من تنهام |
|
|
سهراب ،گفتی چشمها را باید شست !
...:میبینی تورو خدا سهراب چطور به بچه مردم وعده و وعید میده؟! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 23 مهر1386ساعت 23:17 توسط من تنهام |
|
|
بابا تو ديگه کي هستي؟
1.يه آدم بي اثر مثل گازهاي نجيب, 2.يه آدم سربه زيرمثل چراغ مطالعه, 3.يه آدم سطحي نگرمثل فانوس دريايي, 4.يه آدم غيرعادي مثل آب در 0 تا 4 درجه سانتي گراد, 5.يه آدم پرظرفيت مثل DVD, 6.يه آدم نمک نشناس مثل فلفل دون, 7.يه آدم بي دست و پا مثل بشکه, 8.يه آدم لا ابالي مثل دستمال توالت, 9.يه آدم 2رومثل نوارکاست, 10.يه آدم با مرام مثل سيگار(به طرف حال ميدي وخودت دود ميشي), 11.يه آدم آويزون مثل لب.
...:جون تو راستشو بگو!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 21 مهر1386ساعت 15:31 توسط من تنهام |
|
|
نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني!
حرف نمي زنم ..... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي! نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني! صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است! فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام...!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 17 مهر1386ساعت 23:24 توسط من تنهام |
|
|
صد دفعه برات نوشتم اما يکبارم نخوندي (از:روهام بخشيان) ...:وقتی میدونی که واسه درست کردن گذشته ها خیلی دیره پس تلاش الکی نکن دیگه... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 15 مهر1386ساعت 14:0 توسط من تنهام |
|
|
سلام
یه هدیه دارم براتون آخه این با بقیه چیزایی که تا حالا دیدین فرق داره...!!! حتماببینین...باشه؟!؟!؟ این ادرس اون وبلاگه: برید ببینین اگه بدتون اومد بیاین اینجا فوش برام بزارین
...:هر کس هدیه منو قبول نکنه دعا میکنم شب لولو بره بخوردش...!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 13 مهر1386ساعت 21:53 توسط من تنهام |
|
|
زندگي يعني بازي سه ، دو ، يک …
سوت داور............ بازي شروع شد!!! دويدي... دست و پا زدي... غرق شدي... دل شکستي... عاشق شدي... بي رحم شدي... مهربان شدي… بچه بودي... بزرگ شدي... پير شدي... سوت داور... بازي تمام شد... زندگي را باختي!!!
...:آره دیگه...زندگی جز این چی می تونه باشه؟!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 13 مهر1386ساعت 0:18 توسط من تنهام |
|
|
روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد. دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود بجاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير آورد. سالها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد.پزشكان محلي از درمان بيماري او اظهار عجز نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بيمارستاني مجهز ، متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند. دكتر هوارد كلي ، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگاميكه متوجه شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد.بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بيمار حركت كرد.لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن مريضش وارد اطاق شد.در اولين نگاه اورا شناخت. سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه بيماري ، پيروزي ازآن دكتر كلي گرديد. آخرين روز بستري شدن زن در بيمارستان بود.به درخواست دكتر هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد. زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد. "بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است!!!" ![]() ...:حالا هی خوبی نکن |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 11 مهر1386ساعت 12:16 توسط من تنهام |
|
|
walk with me in love
...:اين دفعه با معني فارسي گذاشتم تا زحمت نکشي بري ديکشنري بياري!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 9 مهر1386ساعت 15:14 توسط من تنهام |
|
|
این عاقبت من شده یه دیوونه یه در به در دنیایی که ساختی واسم آخ که همش دروغی بود دنیای من تنهایی ودنیای تو شلوغی بود اسیر دست تو شدم زندونیم تو این قفس تحملت نمی کنم حتی به قد یک نفس نوبتیم باشه دیگه نوبت این دل منه ببین اونم خوب می تونه مثل تو قلبو بشکنه فکر می کنی نمی تونم عشق تو رو پا بزارم اما دیگه می خوام برم اینجا تو رو جا بزارم نه نه نرو نگو نمی شه نه نه نرو بمون کنارم واسه همیشه نه نه نرو نرو از پیشم بمون کنارم واسه همیشه نرو از پیشم بمون کنارم واسه همیشه نه نه نرو اشکمو در اوردی واشک تو رو در میارم با یه بغل دلواپسی می رم و تنهات می زارم فکر می کنی با رفتنت زندگیمون حروم میشه اما اگه تو نباشی غصه هامم تموم میشه اسیر دست تو شدم زندونیم تو این قفس تحملت نمی کنم حتی به قد یک نفس نوبتیم باشه دیگه نوبت این دل منه ببین اونم خوب می تونه مثل تو قلبو بشکنه فکر می کنی نمی تونم عشق تو رو پا بزارم اما دیگه می خوام برم اینجا تو رو جا بزارم
...:معلوم نیست از عشقش چی می خواد... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 6 مهر1386ساعت 14:39 توسط من تنهام |
|
|
هر کی ثواب می خواد نظر بده...
...:یه فرشته ی شوشولو |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 4 مهر1386ساعت 21:44 توسط من تنهام |
|
|
ليوان آب...!!!
...:اما من ميگم ليوان هامون رو بزاريم روي طاقچه بهتره!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 2 مهر1386ساعت 17:9 توسط من تنهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| چیزایی که باید بدونی |
سلام.خوبی؟
من یه تنها هستم. این وبلاگ رو بدون هیچ هدفی ساختم... شاید واسه سرگرمی...نمی دونم!!! هر مطلبی هم که می نویسم مخاطب نداره!!! این ایدی منه: ....khastam_vali_nakhasti.... اگه اف بزارین خوشحال میشم. اگه حوصله داشتین و حسش بود یه نظر هم بدین!!! اگه حاضر به تبادل لینک هم هستین خبرم کنین!!! IIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII ناله هایم تلخ است پر از تنهایی بغض تنهایی من را تو نخواهی فهمید من سراپا بغضم هیچکس را فراموش نکردم اما خود فراموش شدم :(( IIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII آه تنهایی... ای همیشه در کمین من... پشت این چشمان زردت... از چه لذت می بری در من؟ ؟-: |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
ترانه های به یاد ماندنی داستانک ها |
| نویسندگان |
|
من تنهام من تنهام |
|
RSS
|